ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

705

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

بالجمله ، ملسوف نامى از معارف روسيه كه نايب اول ايلچى بود ، در هنگام مغلوبه خود را به گوشه [ اى ] كشيد و از نظر مردم نهان گشته ، از قتل ايمن گرديد . بعد از تفريق عامّه ، مراتب را به اولياى دولت قاهره اعلام كرد و سلامتى خويش را به معرض عرض درآورد . باز امنيان دولت خداداد اين معنى را مغتنم شمردند و مشار اليه را در خفيه از آن سراى برآورده ، در ارگ همايون بردند . اجساد ايلچى و همراهان را به آيين دين مسيحى حركت داده ، در كليسياى ارامنه به عاريت نهادند و پس از آن دست همّت به مرمّت حال نايب ايلچى گشادند . ملسوف نام مزبور ، تقصيرات سفير مذكور را يكان يكان اعتراف كرد و از ظهور تفقّدات بىشمار صاحبقران تاجدار و انعام و احسان بسيار بر مراتب عزّت و اعتبار افزود . به مهمان‌دارى نظر على خان افشار ارومى به صوب دار السلطنهء تبريز شتافت و احكام مطاعه در خصوص كيفيت وقوع اين واقعه و جسارت ايلچى « 1 » و اجماع امت ، شرف صدور يافت و انجام اين مهمّ خطير و عذرخواهى اين كار سترك ، محوّل به تدابير نوّاب نايب السلطنه گرديد . [ مصرا ] ع : تا چه در كار كند فكرت او تاريخ قتل ايلچى مزبور از كلك مؤلّف ارادت دستور تراويد و به جهت يادگار درين رساله ثبت گرديد . لمؤلفه : سفير روس آن گربايدوف اسم * بشد مقتول در رى از قضايا كسى را نيست تقصيرى درين كار * كه خود انداخت زنگ اندر مرايا ازو پر شد به مظلومان تطاول * وزو بس شد به دين‌داران خطايا طمع در كارها مىكرد بسيار * به هر كارى همى جستى هدايا نمىدادى ثمر در وى عنايات * نمىكردى اثر در وى عطايا پلنگ آهنگ او را آهنين چنگ * گر از آيين مر او را هم ثنايا شب و روز از جفايش مردمان را * برفتى بر فلك داد خدايا

--> ( 1 ) . مجلس : + « و ايلچى »